با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز. این وبلاگ توسط من و دوستم طراحی شده است و امیدواریم استفاده لازم را از این وبلاگ ببرید . با تشکر مدیران وبلاگ .
آروم آروم تو خیابون قدم میزنی اما عجله تو چشمات موج میزنه
انتهای خیابونو نگاه میکنی یک گنبد می بینی با دو تا گلدسته
چراغای حرم از دور به شب جلوه ای دو چندان بخشیده.
چراغای رنگارنگ در اطراف گنبد فراوونه.
دوست داری ساعتها نگاشون کنی اما با دیدن این صحنه پاهات قدرت میگیره و با همه توان به سمتش روونه میشیبا خودت فکر میکنی که هنگام وصل شدن چی بگی
چشمتو از گنبد بر نمیداری هر چه جلوتر میروی و نزدیکتر میشی اضطرابت بیشتر میشه
حالا دیگه روبه روی حرم ایستادی.
نگاه میکینی همون موقع دلت میشکنه و دوست داری آسمون چشماتو به بارون اشک مهمون کنی
قدمات ملایم شده و دیگر اون شتاب اولیه رو نداره آروم آروم پیش میری
صدای مناجات آروم به گوشت میرسه
انگار در حال قدم زدن تو عرش هستی
احساس میکنی که دنیا زیر پای توئه و داری از بالا زمینو نگاه میکنی
همه جا روشنه یک که نور ظاهریش مشهدو روشن کرده و نور واقعیش عالمو روبه روی توئه به سمتش قدم بر میداری گوشه ای میشینی و گنبد و گلدسته چراغونی شده رو نگاه میکنی
دل شکسته شکسته تر میشه
بغضت
حتما خیلی حرفها با آقایت داری
واسه اون گنبد زرین، پشت کوههای خراسون
واسه اون صحن مطهر، تو غروب کنار ایوون
واسه کفترای معصوم که تو آسمون میگردن
واسه آدمای مغموم که میان دخیل می بندن
واسه اون هوای تازه، که پر از عطر گلابه
اگه دستم به ضریحت برسه واسم یه خوابه
واسه اون ساحت پاکی که درش همیشه بازه
واسه دستای نیازی که به سوی تو درازه
چقدر آرزو دارم لب حوض وضو بگیرم
یا که از تربت پاکت، مث یاسها بو بگیرم
واسه اون اوج شکفتن، تو عالم زیارت
واسه اون لحظه ای که آدم، میرسه به بی نهایت
دل من تنگه میدونی، تو که ماه آسمونی
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:31
حرف دل با علی ابن موسی الرضا ...
چند لحظه بیشتر تا اذان صبح باقی نیست. صحن خلوته خلوت خلوت .
یه زائر تنها نجوا می كنه ، یكی دیگه هم یه گوشه نماز می خونه ، نسیم خنك همه فضای صحن را به هم وصل می كنه .
عطر نماز با ذكر و نجوا كه با هم مخلوط می شه ، یه صدایی صدای گریه ای ، نه ، ناله ای بلند می شه. همون جا نشسته ، سرش پایینه ، خودشه .
دل ، یه دل خسته ، یه دل شكسته ، غریب و تنها شروع می كنه به حرف زدن . صدای ناله اون توی صحن خلوت می پیچه .
( آره ، می دونم كه بین همه دل ها من از همه سیاه ترم ، پوسیده ترم ، از بی آبرویی خجالت می كشم سرم را بالا بگیرم . می دونم خیلی حقیرتر از اون هستم كه باهات حرف بزنم. جسارت كردم و اومدم پیشت . می دونم خیلی بزرگی ، مهربونی ، پر از رحمتی و به حرف های من گوش می دی. همین قدر برای من كافیه . دیگه داشتم خفه می شدم ، این تنها راهی بود كه داشتم . تو من را خوب می شناسی . واسه همین مطمئنم نمی تونم بهت دروغ بگم. یادته وقتی به دنیا اومدم چقدر قرمز و قشنگ بودم .
خدا بهم گفت : دل تو مال منه ، تو پاكی ، پر از نوری ، مطهری ، مقدسی . برو و همه را به یاد من بینداز . برو و مواظب عقل ، گوش ، چشم ، زبان و دست و ... باش . برونگهبان حرم باش . وقتی رفتم صدام زد و گفت : دل ! یادت نره ، وقتی بر می گردی باید پر از عشق باشی . فقط عشق .
من شاد بودم ، قرمز بودم ، به همه می گفتم دوستتون دارم . به همه می گفتم بفرمایید بیایید تو . روزها یك به یك برای من می گذشت . اما انگار خوشی ها دوام نداشت . یك روز یك دسته مهمان اومدند . نمی دونستم كی اند و چی اند . باهاشون دوست شدم . اون ها مریض بودند . اما من مواظبشون نبودم . با دست های كثیفشون روی دیوارام یادگاری می نوشتند . هر روز كه می گذشت مهمان ها سیاه تر و كثیف تر می شدند . مهمانی ها ادامه داشت . كم كم من هم مریض شدم . دور و برم پر شد از دلهای مریض . كاشكی می دونستم این مهمان ها از كجا می یان و چرا مریض اند . اصلاً نمی دونم چرا اومدند توی حریم من . توی حریم پاك خدا .
دل های سلیم بهم گفتند پرهیز كن . گفتم اشكال نداره ، خودم خوب می شم . حالم بدتر شد . بدی ها اومدند تو و در را پشت سر خودشون بستند . همه درها را بستند . قفلشون كردند . كلید اون را پیدا نكردم . یادته گفته بودی اگه نیكوكار باشم ، اگه همه را دوست داشته باشم ، اگه به كسی اخم نكنم ، خدا من را دوست داره . اما من یادم رفت . وای به حالم كه همه دل ها را از خودم رنجوندم .. وای به حال من كه خودم را اسیر كردم . هر روز سیاه تر می شدم ، ناخوش تر می شدم ، دردم می گرفت ، اما به فكر خودم نبودم ، به فكر هیچ كس دیگر هم نبودم .
یه شب خواب خدا را دیدم ، اومده بود سراغم . بهم گفت : دل! داری چیكار می كنی ؟ تو مال منی . من دوست دارم . كجا داری می ری ؟ مگه نمی خوای یه روز برگردی ؟ یه نگاه به خودت بنداز ، تو كه اینطوری نبودی . چرا به خودت سر نمی زنی ؟
از خواب بیدار شدم . گرفته شدم . دلم برای خودم سوخت . یاد قدیم ها افتادم . گفتم بر می گردم . اما دست و پام گیر بود . زنجیرم كرده بودند . قفل ها آهنی بود و سنگین . من كلید نداشتم . یاد دسته كلید افتادم . همون دسته كلید كه خدا گفته بود هروقت قفل شدی با كلیدهای اون قفل ها را با كن . اما من گمش كرده بودم ، من دسته كلیدهام را فروخته بودم . باید یه كاری می كردم . رفتم سراغ چشم . بهش گفتم : بسه دیگه ، دیگه نمی خوام باهات باشم . خواهش می كنم هر چیزی را نبین . بهم پوزخند زد و گفت : دل بیچاره! دیگه دیره . اون ها سیاهت كردند . بهت قفل زدند . حالام كه رهات كردند . دیگه دیر شده . تو تنها موندی!
بغض كردم . رفتم پیش گوش . صدام را نمی شنید . هر چی فریاد زدم نشنید . داد زدم : گوش بسه دیگه . نمی خوام بشنوم . بهم گفت : خیلی گوش خراش شدی . حرف نزن . عصبانی شدم .
رفتم پیش زبان . كر شدم ، یه لحظه استراحت نمی كرد. گفتم : زبون می شه ساكت باشی ؟ بسه دیگه ، چقدر دروغ می گی ، غیبت نكن ، جواب خدا را چی می خوای بدی ؟ بهم گفت : تو اگه بیل زنی ، زمین خودت را شخم بزن . یه نگاه به خودت بنداز . پر از كینه ای ، پر از نفاق ، بخیلی ، حسودی و ... . گفتم : بیهوده نگو ، مؤدب باش . گفت : من را نصیحت نكن ، افسار من دیگه دست تو نیست . درمانده شدم .
رفتم پیش دست . بهش گفتم : تو با من باش ، دزدی نكن ، خیر باش ، نیكی كن ، صدقه بده. گفت : بهت نمی یاد . من كار خوب بلد نیستم . گفتم : خدا دوستت داره ، بیا و برگرد ، بدی ها را بگذار كنار . گفت : من بد نیستم . هر كاری كردم ، من نبودم . تو بودی ، تو كردی .
كسی باهام نبود . ترك خوردم . شكستم . باهاشون قهر كردم . با خودم و خدا هم .
گفتم : خدا! اگه من را دوست داشتی اینجا نمی فرستادیم . سر راهم دوستای خوب می گذاشتی . منتظرم می موندی.
صدایی گفت : من بودم ، من گفتم . تو ندیدی ، تو نشنیدی ، تو نخواستی .
توجه نكردم . رفتم توی سطل پر از روغن سیاه ، پر از كثیفی ، پر از لجن . دیگه پیشه ام شده بود مردم آزاری . صبح به صبح می رفتم قفل و زنجیر برای خودم می خریدم و شب به شب می شمردمشون .
اما من تنها نبودم . كنار من و قلب های مریض ، اون دورترها قلب های دیگه ای هم بود ، قلب های قرمز و سالم ، قلب های پاك . اون ها را كه می دیدم حسودیم می شد . می خواستم اون ها هم مریض بشند . رفتم سراغشون ، بهشون سنگ زدم ، اذیتشون كردم ... اما اون ها بهم لبخند می زدند .
چی شنیدم ؟ اون ها گفتند : من را دوست دارند . مدت ها بود این حرف ها را نشنیده بودم . عشق ...
وای ، من با خودم چیكار كرده بودم ؟ چی بودم ، چی شدم ؟
می شنیدم خدا هم بهم می گفت : دل برگرد . روح پاك من برگرد . سفید برگرد . تو خوشبویی . رنگ ایمانی . برگرد .
زنگ زده بودم . گفتم : آخه چطوری ؟ با چه رویی ؟
قلب های سلیم بهم گفتند : تو دسته كلیدت را گم كردی اما شاه كلید كه هست . شاه كلید را بگیر و قفلت را باز كن . شاه كلید را كه گرفتم ، توش عكس یه گنبد بود ، یه گنبد زرد ، یه پنجره فولاد ، یه عالمه دخیل و یه صدا ...! كه می گفت : تو یه زائری! برو .
این شد كه بارم را بستم اومدم اینجا . شاه كلید من! امام مهربون من! می دونم كه صدام را می شنوی . خیلی شرمنده ام . نمی تونم سرم را بالا بگیرم . ببین چطور تنها شدم . من موندم با این قفل های سرد و آهنی . گفته بودی به همه یه جور نگاه می كنی . گفته بودی اگه دلت شكست ، گریه ات گرفت ، مطمئن باش من باهاتم . حالا خیلی آرومم . چون می دونم دیگه تنها نیستم . تو با منی . حرفام دیگه تموم شده . فقط ته حرفم می خوام بگم : بیا ، حساب من اینه . حالا تو را به خدا ، به حق همه دل های پاك ، ضامنم بشو . قول می دم دیگه شرمندتون نكنم . قول می دم دیگه هر كسی را وارد حرم امن خدا نكنم . قفلام كه باز بشه ، سیاهی های صورتم كه بره ، پاك كه شدم ، فقط می شم خونه عشق ...
امام من! رئوف من! كلید همه قفل های بسته من! اگه قفل پاهام را باز كنی تا آخر عمر غلامتم . )
توی همین حال و هوا بود كه دل خوابش برد . توی صحن دیگه هیچ كس نبود . فقط دل بود . دل مجروح .
شاه كلید اومد . همون امام رئوف . اومد همه قفل هاشو باز كرد . دستی به سر و روش كشید . پاك و تمیزش كرد . پیش خدا براش دعا كرد . خیلی دعا كرد .
صدای اذان توی صحن پیچید : الله اكبر ، الله اكبر.
دل یهو از خواب بیدار شد . سبك شده بود . خالی شده بود . دیگه قفلی به پاش نبود . صورتش پاك و پر از نور شده بود . از شادی گریه اش گرفت . یه نگاه به گنبد طلایی انداخت .
گفت : امام رضا! امام رضا! حقا كه شاه كلیدی . شاه كلید همه قفل ها . برای همه دل ها . قول می دم از این به بعد خیلی مواظب خودم باشم . قول می دم امانت دار خوبی باشم .
صدا اومد :اشهد ان محمداَ رسول الله ... دل ساكت شد . با تمام وجودش فریاد زد : درود باد بر پیامبر و خاندان پاك و مطهر او ...........
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:34
سلام به اون آقا،که لقبش امام رئوفه
سلام به امام هشتم که مرد و نامرد،رفیق و نارفیق دوستش دارن؛
به خاطر همینم،رضا صداش می کنند
سلام به امام رضا که حتی آهو های صحرا و بیابون هم دوسش دارن.
سلام به امام رضا(علیه السلام)
خیلی فکر کردم که این چند سوالی که می خوام ازت بپرسم با چه حرفی
شروع کنم؛به هر جای مخم که سر زدم،دیدم نوشته یارضا(ع) به همین
خاطر یه چند تا سلام به آقا دادم تا هم زبون من باز بشه همدل شما روشن؛
بذارین خودمونی بگم؛
آی رفیق.....
اگه کسی که توی مردابه و می خواد بره یه جای خوب،اول باید از اون
مرداب،از اون کثیفی ها خودشو بیرون بکشه؛ اون لجن و کثافت ها رو
ازخودش دور کنه،بدنش رو تمیز کنه و......
داداش ببین؛لپ کلام کسی می تونه دنبال حال باشه که خودش با حال باشه......
باید دلشو از گناه پاک کنه تا امام رضا بخرتش ؛ نه بخره،لااقل یه نگاه
بهش بکنه که.......
بخدا یه دنیا؛حسرت و آرزوی یه اشاره ابرو از امام رضا رو دارن.
منم اگه امروز اسمم در نیومد نگم فلانی باعثش بود،باباجون یه ذره در بسته
دل رو باز کنم،ببینم که چی ریختم توش که نمی خرش؟!!!
بگذار که بگذریم که جاده طولانی است..................
از هر چه بگذریم امام رضا با صفاتره!
(فقط یه چیز دیگه: ...دیر نشه رفیق.........)
عاشقی را عاشقیت لازم است
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:35
شهادت میدهم که خدائی غیر از خدای یگانه نیست و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستاده اوست خدایا درود بفرست بر محمد و فرزندان او خدایا درود بفرست بر فرشتگان نزدیک خود.
خدایا درود بفرست بر پیغمبر و فرستادگان خدایا درود بفرست بر امامان پاک
سلام بر امام و پیشوای ما امام هدایت و حلقه استوار و دلیل تو بر مردم دنیا
که در حق او فرمود سید کائنات و دلیل مخلوقات رسول خدا: جگر گوشه من به خاک سپرده شود در زمین خراسان زیارت نکند او را رنج دیدهای مگر اینکه خداوند برمیدارد رنج او را و نه گناهکاری مگر خدا بیامرزد گناهان او را
خدایا به حق شفاعت پذیرفته پیغمبر خدا و مقام بزرگ او که بلای مرا از من دور کنی و گناهانم را بیامرزی
و بشنوایی به او سخن مرا و برسانی به او سلام مرا سلام بر تو ای حجت خدا سلام بر تو ای نور خدا
سلام بر تو ای مخزن علم خداوند سلام بر تو ای معدن حکمت خداوند
سلام بر تو ای دارنده کتاب خدا سلام بر تو ای نگهدارنده سر خدا
تو آن کسی هستی که در حق تو فرموده به قتل رساننده کافران و کننده ریشه فاجران حضرت علی پیشوای مؤمنان
و جانشین پیغمبر خدای عالمیان صلوات و رحمت خدا و درود بر او باد به همین زودی کشته شود مردی از فرزندانم
در زمین خراسان با زهر در حال ستمدیدگی نامش نام من است و نام پدرش نام پسر عمران موسی است سلام حق بر او باد
بدان هر آن کس او را در غربتش زیارت کند خدا بیامرزد گناهان گذشته او و آینده او را
و اگر چه به شماره ستارگان و قطرههای باران و برگ درختان باشد آقای من آقای من این منم که در مقابل تو ایستادهام و گناهانم مانند شمارههای ستارگان است و به قدر قطرههای باران و برگ درختان
برای من نیست وسیلهای برای پاک کردن آنها مگر خشنودی تو از من آقای من در نامه عمل خود نمییابم عملی را
که امیدوارتر باشد نزد من از زیارت تو چگونه اینطور نباشد که در حق زیارت تو فرموده شکافنده علم پیشینیان و پسینیان درود و رحمت خدا بر او باد بیرون آید مردی از فرزندم موسی که نامش نام امیرالمؤمنین علی است
و دفن میشود در زمین خراسان کسی که او را زیارت کند و عارف به حق او باشد خدا میدهد بر او مزد کسی را که
قبل از فتح مکه خرج کند در راه خدا و جنگ با کفار نماید پس آمدم به زیارت تو در حال معرفت حق تو و یقین دارم که
تو امام هستی و واجب الاطاعتی شهید و غریب امیدوارم به آنچه که فرموده است حضرت صادق علیهالسلام که
کشته میشود نواده من در زمین خراسان در شهری که نامیده میشود به طوس هر کس زیارت کند او را
و به حق او معرفت داشته باشد خودم دستش را روز قیامت میگیرم به بهشت میبرم اگر چه از اهل گناهان بزرگ باشد
گفته شد به آن حضرت شناختن حق او چیست فرمود دانستن اینکه او امام و واجب است اطاعت او غریب و شهید است
کسیکه او را زیارت کند با شناختن حق او خدا میدهد بر او ثواب هفتاد نفر شهید را از کسانی که شهید شدهاند جلوی پیغمبر خدا رحمت کند خدا بر او و فرزندان او ای فرزند پیغمبر خدا من میخواهم به وسیله زیارت تو از خداوند بزرگ آمرزش گناهانم را و گناهان پدر و مادرم را و مردان مؤمن و زنان مومنه را از تو میخواهم که حضور پیدا کنی وعدهای که داده شده در سه موقع اول در موقع باز شدن نامههای اعمال دوم در نزد صراط سوم و هنگام کشیدن اعمال و گفتی و حرف تو حق است که بدترین خلق خدا در دوره من میکشد مرا با زهر بعد مرا به خاک میسپارد در خانهی فراموشی و شهرهای دور از وطن بدان هر کس مرا زیارت کند در غریبی خدا بر او مینویسد، ثواب صد هزار شهید و صد هزار صدیق را و صد هزار حاج را و عمره کننده را و صد جهاد کننده را و محشور میشود در دسته ما و در درجات بلند بهشتی برای او مقامی داده میشود که با ما نزدیک شود سپاس خدائی را که توفیق داد مرا به زیارت تو در زمینی که گفتی در حق آن زمین به خدا آن باغی است از باغهای بهشت هر کس مرا زیارت کند در این محل مانند کسی است که پیغمبر خدا را زیارت کرده باشد درود بر او و خاندانش و خدا مینویسد برای او ثواب هزار حج آمرزیده و هزار عمره قبول شده و من و پدرانم میباشیم شفاعت کنندگان او در روز قیامت پس تو شفیع من باش به حق پدران پاک و فرزندان برگزیدهات ای آقای من تو آن امامی هستی ترا زیارت نمیکند مگر شیعیان خاص پس به حق خود و شیعیانت میخواهم از خدا شفاعت تو را و میخواهم از او که ما را محشور گرداند در قرارگاه از رحمت خود با شما اهلبیت با شما و با شما نه با دیگری از شما دوری میجویم بر خدا از دشمنان شما و نزدیکی میجویم به خدا به واسطه شما من ایمان دارم انتظار ظهور سلطنت شما را دارم و به رجعت شما تصدیق دارم منتظر دولت شمایم و به بزرگی و مقام و شأن شما معرفت دارم و علم دارم به گمراهی کسانی که مخالفت شما را کردند و دوستدار شما و دوستان شما هستم دشمن دارم دشمنان شما را پناه آوردهام به شما و پناهندهام به قبرهای شما
خدایا درود بفرست بر محمد صلی الله علیه و آله پیغمبر تو و جانشین او و بتول و دو سبط پیغمبر صلی الله علیه و آله و سجاد علیهالسلام و باقر علیهالسلام و صادق علیهالسلام و کاظم علیهالسلام و حضرت رضا علیهالسلام و حضرت تقی جواد علیهالسلام و امام علی النقی علیهالسلام و امام حسن عسکری علیهالسلام و حضرت صاحب عصر عجل الله فرجه و رحمت خدا بر او و بر همه ایشان باد خدایا اینان امامان ما هستند و آقای ما و پیشوای مایند و راهنمایان و نگهداری مایند خدایا به ما توفیق اطاعتشان را کرامت فرما و روزی کن شفاعتشان را و ما محشور فرما در میان دسته ایشان و بگردان ما را از نیکان بندگان ایشان با رحمت خود ای مهربانترین رحمکنندگان .
متن عربی زیارت هفت حدیث امام رضا در ادامه مطلب ....
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:37
از دور بوی او را حس میکنم بوی کسی که عاشق معشوق بود بوی کسی که شهید خداست بوی کسی که غریب آشناست بوی کسی که با دردهای دل من آشناست.
آری اینجا مشهدالرضاست قطعه ای از بهشت محل رفت و آمد فرشتگان مقصد کبوتران.
گنبد طلایی و نورانیش را می بینم گنبدی که این طلایی و نورانیت را از وجود خورشید دلها گرفته است.
آری اینجا مشهد است دریاییست که در اعماق معنویت مرواریدی گرانبها در وجود صدف حرم جا داده است و این زائران عاشق چون غواصانی هستند که آمده اند جرئه ای از معنویت را صید کنند و از گوهر معنوی صدف بهره ببرند و آنها خسته دلانی هستند که آمده اند کوله بار سنگین گناهانشان را سبک کنند و با کوله باری از عشق و ایمان و معرفت و معنویت ره به سوی نور برند .
چشمانم را میبندم و به سان کبوتران حرم روحم را به پرواز در می آورم و دل به طواف حرم حبیب معشوق می سپارم .
آری اینجا حج فقراست.
آری اینجا مشهد است.
السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا المرتضی![]()
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:39
امیدوارم مورد قبول واقع باشه.
اندازه طرح : 2448 * 3264
حجم طرح : 3.51مگ
التماس دعا
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:40
امیدوارم مورد قبول واقع باشه
اندازه طرح : 900 * 1600
حجم طرح : 1.27مگ
التماس دعا
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:43
امیدوارم مورد قبول واقع باشه.
اندازه طرح : 900 * 1600
حجم طرح : 712 كیلوبایت
التماس دعا
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:45
امیدوارم مورد قبول واقع باشه.
اندازه طرح : 4288 * 7000
حجم طرح : 1.78 مگ
التماس دعا
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:46
2592 * 3888اندازه طرح :
حجم طرح : 5.96 مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:48
اندازه طرح : 2592 * 3888
حجم طرح : 6.61 مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:49
اندازه طرح : 1200 * 1600
حجم طرح : 1.43 مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:50
اندازه طرح : 900 * 1600
حجم طرح : 1.61 مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:52
اندازه طرح : 2700 * 4320
حجم طرح : 3.64 مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا - کلیک کنید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:53
) بسته عكس های با كیفیت از ضریح مطهر امام رضا(ع
تعدادی عكس با كیفیت از ضریح مطهر امام رضا (ع) تهیه كردم و در وبلاگ قرار دادم
(دریافت بسته عكس ضریح مطهر امام رضا (ع
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1391 ساعت: 14:57